پرونده منوچهر شاهسواری  جشنواره فیلم فجر

جشنواره ۴۴ فجر به یکی ازکم‌اعتبارترین ادوار تاریخ این رویداد ملی تبدیل شد. حالا که بحث انتصاب دبیر دوره چهل و پنجم مطرح است، تکرار نام شاهسواری نه تنها منطقی نیست، بلکه تکرار یک اشتباه بزرگ است.

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - جشنواره فیلم فجر در دو دوره اخیر با انتخاب منوچهر شاهسواری به عنوان دبیر، در ظاهر به دنبال ترمیم شکاف با بدنه سینما و بازگرداندن شور از دست رفته بود، اما آنچه در عمل رخ داد، نه ترمیم، بلکه تعمیق بحران بود. پرسش اصلی اینجاست: چرا این دوره‌ها نه تنها به بهبود کیفیت منجر نشد، بلکه به یکی از کم‌فروغ‌ترین ادوار جشنواره تبدیل گشت؟

چهل و سومین جشنواره فیلم فجر در حالی از ۱۲ بهمن ۱۴۰۳ کار خود را آغاز کرد که پیش از آغاز رسمی، نخستین حاشیه بزرگ آن به خود دبیر جشنواره، منوچهر شاهسواری، گره خورده بود. شاهسواری که پیش از این سابقه مدیریت در خانه سینما را در کارنامه دارد، در شرایطی سکان هدایت این رویداد را به دست گرفت که خود در نشست خبری پیش از جشنواره، به صراحت از زمان اندک آماده‌سازی به عنوان یک نقطه ضعف اساسی یاد کرد.

او خطاب به اصحاب رسانه گفت: «من ۱۵ آبان ماه اعلام موافقت خودم را به رئیس سازمان سینمایی کردم... این نه به نفع سینمای ایران است و نه به لحاظ مدیریتی درست است. ما در دوران دیگری نسبت به سال‌های قبل به سر می‌بریم و این تغییر ماهیتی با روش‌های سابق قابل پاسخ نیست. ... بنابراین با حداقل تغییرات دبیری جشنواره را به احترام سینما پذیرفتم

این اظهارات که نوعی "شکایت پیش از شروع" تلقی می‌شد، این پیام را به جامعه سینمایی مخابره کرد که جشنواره با مدیریتی برگزار می‌شود که خود را کاملاً آماده این مسئولیت نمی‌داند. شاهسواری در همان نشست، با انتقاد از تغییرات مدیریتی پس از تغییر دولت‌ها، یادآور شد که جشنواره نیازمند یک «دبیرخانه و منابع مالی روشن و ثابت» است و نبود این ثبات را بزرگترین آفت این رویداد ملی دانست.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

مرز باریک بین نقد و حاشیه: شاهسواری و رسانه‌ها

یکی از مهم‌ترین محورهای بحث در دوران دبیری شاهسواری، رابطه او با رسانه‌ها و نگاهش به مقوله "حاشیه" بود. او در نشست خبری پیش از افتتاحیه، با لحنی خطاب به خبرنگاران هشدار داد: «تمنای من از شما رسانه‌هاست مراقب باشید خودمان بانی توسعه یا گسترش حواشی که هیچ ربطی به هنر و هنرمندی ندارد نباشیم

شاهسواری نگران بود که برخی افراد گمان می‌کنند با حاشیه‌سازی می‌توانند در جشنواره به نفع خودشان برنده جایزه شوند. او از رسانه‌ها خواست به این حواشی دامن نزنند و گفت: «با تن دادن به حاشیه‌ای که من ایجاد می‌کنم و رسانه‌ها گسترش می‌دهند، این فرصت را ایجاد می‌کنید که همه فکر می‌کنند با حاشیه‌سازی می‌توانند برنده شوند

«مادر»و هویت بصری؛ تلاشی برای وفاق ملی

شاهسواری در تلاش بود تا فضای جشنواره را از التهابات سیاسی و اجتماعی دور کند. انتخاب تصویر فیلم «مادر» علی حاتمی به عنوان نماد بصری جشنواره، حرکتی نمادین در این راستا بود. او در این باره گفت: «برای همه ما اهمیت تصویری از فیلم سینمایی «مادر» که پشت سر ما هست یک خاطره بوده است و مادر جدای از این که یک فیلم برای ما درک شده است. امیدوارم همه مادران سایه‌شان مستدام باشد» .

او همچنین در اقدامی کم سابقه، از سه هنرمند باسابقه یعنی رضا بابک (بازیگر)، منوچهر والی‌زاده (دوبلور) و سیروس الوند (کارگردان) در مراسم افتتاحیه تقدیر کرد تا بار دیگر بر جنبه فراگیر بودن سینما تأکید کند. با این حال، این اقدامات نیز نتوانست از شدت انتقادهایی که در روزهای آینده متوجه مدیریت او می‌شد، بکاهد.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

طوفان در اختتامیه؛ اعتراضات به نتایج داوری

اگرچه جشنواره با مدیریت نسبتاً آرامی در روزهای نخست پیگیری شد، اما واقعه اصلی در شب پایانی یعنی ۲۲ بهمن ماه ۱۴۰۳ رخ داد. با اعلام برندگان سیمرغ‌ها، موج گسترده‌ای از اعتراضات از سوی سینماگران و منتقدان شکل گرفت.

در همین شرایط با مبنا قرار دادن، دو عملیات وعده صادق می‌توان این موضوع را مطرح کرد که وضعیت کشور قبل از حمله رسمی اسرائیل، تفاوتی با دوران دفاع مقدس نداشت. با اینکه فیلم «خدای جنگ» از حیث محتوایی اثری متناسب با رخدادهای نظامی – بین ‌المللی بود، اما به این فیلم توجهی نشد
بسیاری بر این باور بودند که هیئت داوران تحت تأثیر فضاسازی‌های خاص قرار گرفته و نتایج عادلانه نیست. فیلم «موسی کلیم‌الله» (علی‌الله) ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا و فیلم «۱۹۶۸» (امیرمهدی پوروزیری) از آثاری بودند که در این جشنواره مورد توجه قرار نگرفتند. این اتفاق در حالی می‌افتد که اگر شاهسواری در تراز سیاست‌های فرهنگی جمهوری اسلامی می‌بود، در اختتامیه مراسم باید به این دو فیلم توجه بیشتری می‌داشت.

در همین شرایط با مبنا قرار دادن، دو عملیات وعده صادق می‌توان این موضوع را مطرح کرد که وضعیت کشور قبل از حمله رسمی اسرائیل، تفاوتی با دوران دفاع مقدس نداشت. با اینکه فیلم «خدای جنگ» از حیث محتوایی اثری متناسب با رخدادهای نظامی – بین ‌المللی بود، اما به این فیلم توجهی نشد و کاربه جایی رسید که عوامل فیلم در نامه‌ای رسمی، از دریافت سیمرغ ویژه جشنواره امتناع کردند. ساعد سهیلی، بازیگر این فیلم، با انتشار پستی در اینستاگرام به این اتفاق واکنش نشان داد .

هم‌زمان، محمدرضا خردمندان کارگردان فیلم «ناتوردشت» که از حمایت‌های مردمی گسترده‌ای برخوردار بود از نگاه داوران دور ماند و در یادداشتی تلخ‌ نوشت که «سیمرغِ او همان حمایت‌های مردمی است» و به نوعی از بی مهری هیئت داوران گله کرد .

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

سکانس‌های تلخ اعتراض

شب اختتامیه تنها به اعتراضات صنفی محدود نشد. شهاب حسینی، بازیگر مطرح سینما، پس از پایان مراسم در صفحه شخصی خود نوشت و با اشاره به شرایط دشوار معیشتی مردم و مشکلات اجتماعی، به نوعی فضای جشنواره را با جامعه پیرامونی آن بیگانه خواند. او از «رها» که آن را حکایت همدلی و غمخواری با مردم دانست، یاد کرد و گفت که مردم به دنبال شفتی هستند که از امید برخیزد .

شاهسواری به رفتارشناسی سازنده، اکتای براهنی دقتی نداشت که او از سال ۱۴۰۰ فیلمش را خارج از قواعد جمهوری اسلامی مثل آثاری نظیر برادران لیلا، تفریق،ارکا، نازنین، تینا، بهاره به صورت غیررسمی منتشر کرد.

اما تندترین انتقادات به مدیریت شاهسواری به فیلم «پیرپسر» بازمی‌گردد که علی رغم تمامی شایستگی‌ها و محتوایی که نتیجه اخلاقی آشکاری دارد از بخش مسابقه کنار گذاشته شد. شاهسواری به رفتارشناسی سازنده، اکتای براهنی دقتی نداشت که او از سال ۱۴۰۰ فیلمش را خارج از قواعد جمهوری اسلامی مثل آثاری نظیر برادران لیلا، تفریق،ارکا، نازنین، تینا، بهاره به صورت غیررسمی منتشر کرد.

از شهاب حسینی تا مسعود فراستی

شب اختتامیه تنها به اعتراضات صنفی محدود نشد. شهاب حسینی، بازیگر مطرح سینما، پس از پایان مراسم در صفحه شخصی خود نوشت و با اشاره به شرایط دشوار معیشتی مردم و مشکلات اجتماعی، به نوعی فضای جشنواره را با جامعه پیرامونی آن بیگانه خواند. او از «رها» که آن را حکایت همدلی و غمخواری با مردم دانست، یاد کرد و گفت که مردم به دنبال شفتی هستند که از امید برخیزد .فیلمی که می‌توانست با توجه به فضای کنونی جامعه، به نوعی یک نمونه اعتراضی به وضعیت معشیت مردم، به عنوان اثری غمخوارانه مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

اما تندترین انتقادات به مدیریت شاهسواری از سوی مسعود فراستی، منتقد سینما، مطرح شد. فراستی که پیش از این نیز همواره به جشنواره تاخته بود، در این دوره به موضوع عدم نمایش فیلم «قاتل و وحشی» به کارگردانی حمید نعمت‌الله در جشنواره اشاره کرد و این رفتار را «غیرانسانی» و «کثیف» توصیف کرد.او به شدت از برگزارکنندگان و در رأس آنان منوچهر شاهسواری انتقاد کرد.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

یکی از مهم‌ترین حواشی که مستقیماً دامن مدیریت شاهسواری را گرفت، پرونده فیلم «قاتل و وحشی» بود. البته زمینه انتقادات درباره قاتل و وحشی، به شخص منوچهر شاهسواری بازمی‌گردد. او و تیم برگزار کننده، وعده‌هایی را درباره نمایش این فیلم مطرح کردند که حین برگزاری نتوانستند از پس آن برآیند، لذا طرح یک وعده توخالی از سوی شاهسواری حواشی فراوانی تولید کرد که موجب دلخوری اهالی سینما شد.

حواشی قاتل و وحشی

سعید خانی، تهیه‌کننده این فیلم، در مراسم اختتامیه وقتی روی صحنه رفت تا سیمرغ بهترین فیلم اول را برای فیلم «رها» دریافت کند، ناگهان فضای جشنواره را به هم ریخت. او با لحنی تند و اعتراضی، خطاب به مسئولان گفت که چرا فیلم «قاتل و وحشی» را اکران نمی‌کنند و به سیاست‌های محدودکننده اکران اعتراض کرد .در ادامه، نرگس آبیار، فیلمساز و عضو شورای پروانه نمایش، با انتشار نامه‌ای از استعفای خود از این شورا خبر داد. او پیش از این به مدیران سازمان سینمایی هشدار داده بود که اگر فیلم «قاتل و وحشی» در جشنواره اکران نشود، استعفا خواهد داد و این وعده را عملی کرد. آبیار در نامه خود به «سیاست‌گذاری‌های محدودکننده در عرصه سینما» معترض بود .

این رویدادها نشان می‌داد که مدیریت شاهسواری نتوانسته است میان نهادهای نظارتی و فیلمسازان مستقل توازن برقرار کند و عملاً جشنواره به صحنه برخورد سلیقه‌ها تبدیل شده است.

حفاظت از رأی مردم؛ چالش همیشگی

یکی دیگر از مباحث فنی که در زمان دبیری شاهسواری بارها تکرار شد، بحث چگونگی حفظ و شمارش آرای مردمی بود. او در نشست خبری خود با اشاره به سابقه حضور در خانه سینما، ادعا کرد که سازوکار صیانت از آرا در این دوره به دقت اجرا خواهد شد. وی توضیح داد: «حفاظت از رای مردم در واقع شرافت ذاتی ستاد جشنواره و دوستان برگزار کننده است و از سوی دیگر همه شیوه‌های فنی تکنیکی و محافظت از آرا به درستی رعایت شده است. ... با استفاده از دانش‌های موجود بخصوص در حوزه آمار و برنامه‌نویسی روش‌های صیانت دیده شده است» .

با این حال، این اظهارات نتوانست مانع از این شود که پس از پایان جشنواره، بحث‌هایی درباره نحوه محاسبه آرای مردمی شکل بگیرد. فیلم «پیشمرگ» و «پسر دلفینی ۲» توانستند سیمرغ مردمی را از آن خود کنند، اما برخی رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی درباره میزان دقت این نظرسنجی‌ها تشکیک کردند .

جمع‌بندی؛ کارنامه‌ای با فراز و نشیب‌های بسیار

منوچهر شاهسواری در پایان این دوره از جشنواره، چهره‌ای خسته و شاید ناامید از خود نشان داد. برخی منابع خبری به نقل از او نوشتند که خودش نیز از برخی اتفاقات جشنواره رضایت نداشته و حتی اعلام کرد دیگر حاضر به پذیرش دبیری جشنواره با این ساختار و مدل نیست .

منوچهر شاهسواری در پایان دوره جهل و سوم جشنواره، چهره‌ای خسته و شاید ناامید از خود نشان داد. برخی منابع خبری به نقل از او نوشتند که خودش نیز از برخی اتفاقات جشنواره رضایت نداشته و حتی اعلام کرد دیگر حاضر به پذیرش دبیری جشنواره با این ساختار و مدل نیست .
مرور حواشی این دوره نشان می‌دهد که مدیریت شاهسواری در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر، مدیری بود که نتوانست میان دو جبهه ، ساختارها و نهادهای سنتی قدرت در سینما، و از سوی دیگر مواجه با موج اعتراضات سینماگران مستقل و منتقدانی که کیفیت و عدالت را قربانی مصلحت‌اندیشی‌ها می‌دانستند، تعادل برقرار کند.

چهل و سومین جشنواره فیلم فجر در حالی به کار خود پایان دادکه پرسش‌هایی که از مدیریت منوچهر شاهسواری برخاسته بود، تا مدت‌ها به عنوان یکی از اصلی‌ترین مباحث سینمای ایران باقی ماند. او که با شعار کاهش حاشیه و تمرکز بر هنر کار را آغاز کرد، در نهایت در میانۀ طوفانی از حواشی قرار گرفت که شاید بسیاری از آن‌ها شخصاً متوجه تصمیم‌های خودش نبود، اما بی‌تردید زیر سایه مدیریت او رقم خورد.

با این حال به نظر می‌رسید که او در دوره چهل و چهارم دبیر جشنواره نخواهد و برگزاری این رویداد به شخص دیگری محول می‌شود اما چنین نشد و منوچهر شاهسواری دبیری چهلمین و چهارمین جشنواره فجر را برعهده گرفت.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

شاهسواری آیا طلوع فجر چهل و پنجم را خواهد دید؟

چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی از ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ آغاز به کار کرد که منوچهر شاهسواری برای دومین سال پیاپی سکان هدایت این رویداد بزرگ سینمایی را بر عهده داشت. اگرچه تجربه سال گذشته با همه فراز و نشیب‌هایش، تصویری از مدیری نسبتاً محتاط و آشتی‌طلب ارائه داده بود، اما چهل و چهارمین دوره به صحنه یکی از جنجالی‌ترین رخدادهای سینمایی دو دهه اخیر تبدیل شد؛ دوره‌ای که حواشی آن از همان روزهای نخست فراتر از سالن‌های سینما رفت و به سطحی از تقابل سیاسی-صنفی رسید که کمتر در تاریخ جشنواره فجر سابقه داشته است.

با نگاهی دقیق به تمامی جنجال‌ها، چالش‌ها و واکنش‌هایی که به نوعی به مدیریت منوچهر شاهسواری گره خورد، تصویری جامع از پرحاشیه‌ترین دوره جشنواره فجر در سال‌های اخیر ارائه می‌دهد. از جنجال دوباره پوستر و فراخوان گرفته تا کارگروه جمعی تحریم، از نگاه ویژه به فیلم‌های سفارشی تا نادیده گرفته شدن آثار مهم، اعتراضات مختلفی را به همراه داشت تا او دومین دوره دبیری‌اش را با حواشی فراوانی پشت سر بگذارد.

بخش دوم گزارش ویژه: چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر (۱۴۰۴)

طوفان بی‌پایان در کارزار مدیریت منوچهر شاهسواری

چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در حالی برگزار شد که پیش از آغاز رسمی، آسمان سینمای ایران ابری و طوفانی بود. منوچهر شاهسواری، دومین سال پیاپی مسئولیت این رویداد بزرگ را بر عهده داشت،انتظار می‌رفت به عنوان یک فعال صنفی با سابقه در میان فشارهای اجتماعی و التهابات کشور که برگزاری جشنواره را با تردید مواجه کرده بود، جامعه سینمایی کشور را در این بزنگاه با جشنواره آشتی دهد، کاری که «ابراهیم‌داروغه‌زاده» در سال ۱۳۹۸ به خوبی از پس آن برآمد.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر (بهمن ۱۳۹۸)، ابراهیم داروغه‌زاده به عنوان دبیر، عملکردی برجسته و کم‌حاشیه داشت که در تاریخ سینمای ایران ماندگار شد. این دوره دقیقاً همزمان با سه بحران بزرگ بود: اعتراضات آبان ۱۳۹۸ به گرانی بنزین ، شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی (دی ۱۳۹۸) و سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی (پرواز PS۷۵۲) .

داروغه‌زاده با تصمیم‌های هوشمندانه و همدلانه، جشنواره را بدون حاشیه‌های بزرگ به پایان رساند:

۱- لغو مراسم افتتاحیه و فوتوکال به دلیل همدردی با خانواده‌های داغدار حوادث اخیر (از جمله هواپیما و سیل سیستان و بلوچستان) و «فضای عمومی جامعه».

۲- هزینه‌های لغو شده را به کمک آسیب‌دیدگان اختصاص داد.

۳- در اختتامیه، به شهادت سردار سلیمانی و حوادث اخیر اشاره کرد و جشنواره را نماد «کنار هم بودن خانواده سینما» دانست.

۴ - علی‌رغم تحریم گسترده، استقبال مردمی بی‌نظیر توصیف شد و رسانه‌های غربی در تلاش برای تحریم شکست خوردند.

این مدیریت آرام و حرفه‌ای (انضباط، شفافیت و تمرکز بر اصل جشنواره) نشان داد که دبیر خوب می‌تواند در بحران، وفاق ایجاد کند نه شکاف.او بعداً گفت بعید است دوباره دبیری را بپذیرد، اما میراثش در فجر ۹۸ جشنواره‌ای که در دل التهاب، آرام ماند و به سینماگران اجازه داد صدای خود را بشنوند.

در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر (بهمن ۱۳۹۸)، ابراهیم داروغه‌زاده به عنوان دبیر، عملکردی برجسته و کم‌حاشیه داشت که در تاریخ سینمای ایران ماندگار شد. این دوره دقیقاً همزمان با سه بحران بزرگ بود: اعتراضات آبان ۱۳۹۸ به گرانی بنزین ، شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی (دی ۱۳۹۸) و سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی (پرواز PS۷۵۲)
شاهسواری کلید حواشی خودش فعال کرد

با نگاهی دقیق به تمامی جنجال‌ها، چالش‌ها و واکنش‌هایی که به نوعی به مدیریت منوچهر شاهسواری گره خورد، تصویری جامع از یکی از پرحاشیه‌ترین دوره‌های جشنواره فجر در سال‌های اخیر ارائه می‌دهد. ازحذف ناگهانی هیات انتخاب ، تأخیر در اعلام اسامی فیلم‌ها ،حذف و محدود سازی حضور رسانه‌ها، ساختار انتخاب داوری پنهانی و غیرشفاف تا موضع‌گیری‌های سیاسی، همه و همه در دوره‌ای رقم خورد که به نظر می‌رسید، باید تحریمی را رها می‌کردیم و به شاهسواری یادآوری می‌کردیم که در مرکز طوفان قرار دارد و دیگر مدیرعامل خانه سینما نیست. کیفیت برگزاری جشنواره چنان وضعیت نا به سامانی که داشت که روزنامه کیهان در واکنش به ساماندهی حضور اصحاب رسانه در یک گزارش کوتاه بدون نام نویسنده و با عنوان «امضا محفوظ» نوشت:

چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی به ایستگاه پایانی نزدیک می‌شود که علی‌رغم تلاش‌های صورت گرفته، یک حفره عمیق در مدیریت این رویداد استراتژیک به چشم می‌آید؛ نگاهی که گویی «رسانه» و «منتقد» را نه بازوی تبیین‌گر و دیده‌بان تیزبین سینما، بلکه میهمانانی ناخوانده و دست‌وپاگیر تلقی می‌کند.

واقعیت این است که عزت و اعتبار جشنواره فجر، تنها به آثار، مراسم فتوکال و زرق‌وبرق‌های بصری نیست، بلکه به حضور پرشور و بااحترام اهالی رسانه‌ای است که در تمام این سال‌ها، بارِ اطلاع‌رسانی و نقد منصفانه و صیانت از ارزش‌های معنوی سینمای ایران را به دوش کشیده‌اند. آنچه در این دوره شاهد بودیم، متأسفانه فرسنگ‌ها با مفهوم «تکریم خبرنگار» فاصله داشت.

وقتی از احترام صحبت می‌کنیم، منظور تشریفات زائد نیست؛ بلکه فراهم کردن حقوق اولیه کاری است. اختصاص یک مکان مناسب، آرام، با دسترسی مناسب و مجهز برای تماشای فیلم و فعالیت خبری، کمترین انتظاری است که از مدیریت جشنواره می‌رود.

نگاه تحقیرآمیز یا نادیده گرفتن مطالبات برحق اهالی رسانه، تنها باعث ایجاد شکاف میان بدنه سینما و جریان اطلاع‌رسانی می‌شود. این قشر زحمتکش، سربازان خط مقدم جشنواره هستند و نباید با آن‌ها مانند مهره‌های حاشیه‌ای برخورد کرد.

آقای دبیر! بازگرداندن عزت به منتقدان و اهالی رسانه، نه یک «انتخاب» بلکه یک «ضرورت» برای استمرار اعتبار جشنواره فجر است. انتظار می‌رود تا دیر نشده، این رویه اصلاح شده و در ادوار آتی، سینمای رسانه به جایگاه واقعی خود به عنوان «قلب تپنده جشنواره» بازگردد. نمی‌توان دم از جشنواره استاندارد زد اما نسبت به حقوق و شأن کسانی که عمر خود را وقف نقد و تحلیل این سینما کرده‌اند، بی‌تفاوت بود.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

فصل اول: با تصور استمرار شاه‌نشینی، تاج و تخت تعمیرشد

چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حتی پیش از آغاز رسمی، با نخستین حاشیه بزرگ روبرو شد. منوچهر شاهسواری در اقدامی بر خلاف رویه سال‌های جشنواره هیات انتخاب را حذف کرد و با تأخیر و کندی عجیبی چند روز مانده به نخستین روز برگزاری، اسامی فیلم‌ها را اعلام کرد. آنطور که شنیده شد، بیشتر وقت دبیرخانه صرف بازسازی ساختمان شده و با وجود شایعات فراوان ضروری است، هزینه این بازسازی توسط سازمان بازرسی مورد بررسی قرار گیرد.

پز نیست، سبک مدیریتی است؟!

این که تعمیرات و لاکچری بودن محل استقرار تبدیل به اولویت دبیر جشنواره شد، یادآور همان شیوه مکرر تعمیرات خانه سینما است، که در آستانه فجر انقلاب نوعی شاه‌نشینی به سبک مدیریت خانه سینما را در ذهن متبادر می‌کند. اما تفاوت دوران مدیریت شاهسواری در مقام مدیرعاملی با دبیر فجر یک تفاوت اساسی دارد. بودجه «خانه سینما» حسابرسی نمی‌شد اما بودجه برگزاری جشنواره فجر قابل بررسی است.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

فصل دوم: شروع طوفانی برای گسترش فضای تحریم توسط دبیر

دبیر جشنواره فیلم فجر صبح هشتم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در موزه سینما مقابل خبرنگاران نشست و در همان ابتدا به شرایط خاص کشور اشاره کردگفت: جشنواره با آغوش باز پذیرای هر سینماگری است که حضور داشته باشد، ولی شاید هم یک هنرمند، حالش خوب نباشد که بخواهد بیاید. من هم اگر مسئولیت حقوقی نداشتم، آنقدر حال خوبی ندارم که بخواهم حضور داشته باشم.

ناقوس تحریم جشنواره را دبیر آن نواخت!

این جمله را باید نقطه عطف نشست و سرآغاز یک تغییر گفتمان خطرناک دانست. دبیر جشنواره، به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی رویداد سینمایی کشور، به صراحت اعلام می‌کند که خودش هم «حالِ» حضور ندارد. او دلیل این بی‌حالی را نگفت، اما ارجاع به ابتدای سخنانش که به «شرایط جامعه اشاره داشت، این پیام را مخابره کرد که فضای اجتماعی چنان تیره و اندوهگین است که حتی متولی اصلی جشنواره نیز میلی به شرکت در آن ندارد.

پارادوکس اینجاست، از یک سو شاهسواری اصرار دارد که جشنواره باید بماند و برگزار شود، از سوی دیگر می‌گوید خودش حال ماندن ندارد و اگر کسی نیاید هم اتفاق مهمی رخ نمی‌دهد. در چنین فضایی، «تحریم» و «نیامدن» نه یک کنش اعتراضی، که به یک انتخاب شخصی و مبتنی بر «حال خوب» تنزل پیدا می‌کند.
اما پرسش اینجاست، اگر دبیر جشنواره «حال» حضور نداشت، چرا این مسئولیت حقوی را پذیرفت ؟ و مهم‌تر اینکه، اگر او صرفاً به دلیل «مسئولیت حقوقی» در این مراسم حاضر شده است، پس جشنواره نه یک رویداد فرهنگی که به یک «تکلیف اداری» بدل می‌شود.

تأمل در اظهارات شاهسواری نشان می‌دهد که او با این جملات، عملاً به سینماگران پیام داد که «اگر در جشنواره حضور نداشتید هم اتفاقی نیفتاده است.» این گزاره در تضاد کامل با شعار «حفظ خانه سینما» قرار دارد. اگر حفظ خانه تا این حد اهمیت دارد، چرا نیامدن در آن «اتفاقی» محسوب نمی‌شود؟

پارادوکس اینجاست، از یک سو شاهسواری اصرار دارد که جشنواره باید بماند و برگزار شود، از سوی دیگر می‌گوید خودش حال ماندن ندارد و اگر کسی نیاید هم اتفاق مهمی رخ نمی‌دهد. در چنین فضایی، «تحریم» و «نیامدن» نه یک کنش اعتراضی، که به یک انتخاب شخصی و مبتنی بر «حال خوب» تنزل پیدا می‌کند.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

همدردی مصادره‌شده

منوچهر شاهسواری در این نشست، تلاش کرد میان دو قطب متضاد حرکت کند: او از یک سو می‌خواست همدردی خود را با جامعه و سینماگران معترض نشان دهد و از سوی دیگر، مأموریت داشت جشنواره را به عنوان یک رویداد رسمی و دولتی برگزار کند. محصول این دوگانگی، سخنانی بود که در عین همدردی ظاهری، بسترساز عادی‌سازی تحریم شد.

اعلام «بی‌حالی» دبیر برای حضور در جشنواره‌ای که خود مسئولیت آن را بر عهده دارد، نشانه‌ای از بحران عمیق در مدیریت فرهنگی است. وقتی متولی یک رویداد از نبودِ «حالِ خوب» سخن می‌گوید، دیگر چگونه می‌توان از سینماگران انتظار داشت که با «شور» و «انگیزه» در آن مشارکت کنند؟

شاهسواری با این جملات، نه تنها جشنواره را از بار معنایی تهی کرد، بلکه عملاً برگه آمیختن این رویداد با اعتراضات دی ماه را نیز به سینماگران و مخاطبان ارائه داد، اگر نیایید، «حالتان خوب نیست» و این کاملاً طبیعی است.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

برجی میلاد چرا ستون جشنواره نشد؟

دبیر جشنواره فیلم فجر همچنین درباره جابجایی جشنواره از برج میلاد به پردیس ملت توضیح داد: همه در طول این سالها نسبت به کیفیت نمایش فیلم در برج میلاد منتقد بودند و همینطور هر سال همه متقاضی حضور در برج میلاد بودند، این در حالی است که سال گذشته براساس آمار، ورودی ۱۲۰۰ نفر را به برج میلاد داشتیم در حالی که در سالن ۶۰۰ نفر فیلم می‌دیدند و این اختلاف هزارنفری معلوم نیست کجا بوده؟

پس بنا به این دلیل و نیز بنا به تجربه سالهای قبل به این جمع‌بندی رسیدیم که آنجا محل محترمانه‌ای برای اهالی رسانه نبوده و این پارامتر مهمی برای جابجایی از میلاد به ملت بود. در همین زمینه باید برای کاخ جشنواره مطالبه جدی داشته باشیم، چون این همه پولی که خرج می‌شود، آیا نمی‌توان یک کاخ جشنواره آماده کرد؟ با پول یکی از پرونده‌های اقتصادی به راحتی می‌توان چنین کاری کرد.

با این اظهارات اما برج میلاد به دوم سالن دوم محل برگزاری استفاده شد. شاهسواری اشاره می‌کند که این سالن ۱۲۰۰ ورودی دارد اما ۶۰۰ حضور پیدا می کنند اما با این فرض باید یادآوری کرد که همین حضور هزار نفری موجب شور و نشاط در کاخ جشنواره می‌شد. اما شاهسواری ترجیح داد که در ساحتی کارمندی و مهجور جشنواره را برگزار کند.

انصراف‌ها و فشارها؛ هنرمندان در دوراهی حضور یا قهر

در آستانه برگزاری جشنواره، خبرهایی درباره انصراف برخی فیلم‌ها و هنرمندان از حضور در این رویداد منتشر شد. شاهسواری در واکنش به این موضوع، موضعی صریح و قابل تأمل اتخاذ نکرد. سخنان اگرچه نوعی موضع‌گیری در برابر جریان‌های تحریم بود، اما از سوی برخی به عنوان کم‌توجهی به عمق شکاف میان بدنه سینما و حاکمیت تعبیر شد. با این حال، شاهسواری بر مواضع منفعلانه خود پافشاری داشت و عملا نتیجه نشان داد او نیز میلی برای ترمیم شکاف‌ها ندارد.

فصل سوم: اختتامیه پرالتهاب؛ از اشک‌ها تا طعنه‌ها

مراسم اختتامیه چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر شامگاه چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در تالار وحدت برگزار شد. حضور مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور، سیدعباس صالحی وزیر ارشاد و جمعی دیگر از مقامات، بر شکوه و البته حساسیت‌های مراسم افزود .

منوچهر شاهسواری در سخنرانی خود در این مراسم، فضایی کاملاً احساسی ایجاد کرد. او با اشاره به پخش تصنیف «ایران من» با صدای همایون شجریان گفت: «امکان ندارد انسان این تصنیف زیبای صدای جاودانه همایون شجریان را بشنود و اشک‌هایش سرازیر نشود و بغض سراسر وجودش را نگیرد؛ از تمام ناملایماتی که در حق وطن خود کرده‌ایم و همچنان انجام می‌دهیم. خدا ما را ببخشد.»

بسیاری حاضران با توجه به این سخنان لحظاتی او را محمدرضا شهیدی‌فر مجری این مراسم اشتباه گرفتند.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟
عنوان

فصل چهارم : هیات داوران :محمدرضا شفیعی مهمترین اشتباه شاهسواری بود؟

در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، نام محمدرضا شفیعی بیش از هر داور دیگری تکرار شد: در نشست‌های خبری، در برنامه‌های تلویزیونی پس از جشنواره، در مصاحبه‌های رسانه‌ای و حتی در توجیه تقسیم جوایز. حضور پررنگ این تهیه‌کننده تلویزیون، که سابقه‌ای متوسط در سینما و تلویزیون دارد، به قدری برجسته بود که برخی او را با «زبل‌خان» انیمه‌های دهه شصتی مقایسه کردند – کسی که «همه‌جا» هست، اما وزن هنری‌اش آن‌قدر نیست که چنین جایگاهی را توجیه کند.

بررسی دلایل انتخاب شفیعی به عنوان داور، نقش او در هیئت داوری (به همراه محمدعلی باشه‌آهنگر، امین زندگانی، مهدی سجاده‌چی، مجید شیخ‌انصاری، مجتبی فرآورده و مسعود نقاش‌زاده)، و تأثیر عملکردش از جنبه‌های مختلفی بسیا اهمیت دارد. انتخاب او، برخلاف انتظار منوچهر شاهسواری (دبیر جشنواره)، نه تنها به تقویت حضور چهره‌ها کمک نکرد، بلکه نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشت.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

شفیعی؛ تهیه‌کننده متوسط سیما، داوری را متوسط کرد؟

محمدرضا شفیعی، تهیه‌کننده‌ای است که سال‌ها در تلویزیون فعالیت کرده و سریال‌ها و برنامه‌هایی با معدل متوسط تولید کرده است. آثار او معمولاً در رده «رسانه متوسط» قرار می‌گیرند: نه فاجعه‌بار، نه برجسته. او مدیر رسانه‌ای است که استانداردهای کارخانه‌ای را حفظ می‌کند، اما از منظر هنری و مولفانه، وزن چندانی ندارد. نامزدی سیمرغ بهترین فیلم اول برای «سر به مهر» (۱۳۹۱) یکی از معدود دستاوردهای سینمایی اوست، اما سابقه‌اش بیشتر به تلویزیون گره خورده تا سینما.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

پس از سال ۱۴۰۱ و حوادث اجتماعی، شفیعی جلساتی هفتگی با حضور چهره‌های سرشناس سینما و تلویزیون (سلبریتی‌ها) اداره کرد و چهره‌های سیاسی را هم دعوت می‌کرد. این جلسات، در نگاه برخی، نوعی «کنترلگری نرم» بر سلبریتی‌ها ایجاد کرد و تلقی شد که او پلی میان حاکمیت و هنرمندان است. همین تلقی باعث شد که از سال ۱۴۰۱، وزن سیاسی-مدیریتی او بیش از وزن هنری‌اش برجسته شود.

بخش دوم: قرعه‌ای که به نام مولفان وزین‌تر نیفتاد

در شرایطی کهجشنواره فیلم فجر با تحریم روبه‌رو بود، هیئت داوران باید نماینده‌ای از «حاکمیت هنری» می‌داشت تا جوایز را توجیه و حضورها را تقویت کند. منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره، ظاهراً شفیعی را به همین دلیل انتخاب کرد: او را «بازوی تقویت حضور چهره‌ها» می‌دید.

اما نتیجه معکوس بود. شفیعی در هیئت داوری جای مولفان و سینماگران راگرفت، تهیه‌کننده‌ای که از نظر هنری، جایگاه داوری یک جشنواره ملی در سطح فجر را در کارنامه نداشت. این انتخاب، خود گواهی بر بحران اعتماد بود در واقع جلسات او با حضور سلبریتی‌ها و بنگاه رسانه‌ای صبا زمینه حضور او به عنوان داور را تقویت می‌کرد.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

روزهای جشنواره؛ از سردی اولیه تا گرمای شجاعان

جشنواره از روز نخست گرمای چندانی نداشت. حضور مهران غفوریان و محسن قصابیان آن‌چنان مورد توجه قرار نگرفت و سالن‌ها سرد و کم‌جمعیت بودند.روز دوم، الناز ملک و منوچهر هادی موفق شدند یخ جشنواره را بشکنند؛ حضورشان کمی شور و هیجان آورد.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

روز سوم، اما نقطه عطف بود: محمدحسین مهدویان با نمایش فیلم «نیم‌شب» و صحبت‌های صریحش در نشست خبری، گرمای جشنواره را چند برابر کرد. مهدویان تحریم‌کنندگان را «ستاره‌های ترسو» خواند و بر حضور در جشنواره تأکید کرد – حرکتی که می‌توانست موج مثبتی ایجاد کند.

اما این گرما از دید هیئت داوران – و به‌ویژه محمدرضا شفیعی – پنهان ماند. شفیعی در مصاحبه‌های پس از جشنواره (از جمله در برنامه «هفت» و گفت‌وگو با ایسنا و مهر) بر «عدم تأثیرپذیری از حواشی بیرونی»، «تحریم‌ها، استوری‌ها و نامه‌ها تأثیری نداشت» و «عدالت در تقسیم جوایز» تأکید کرد. او حتی گفت: «در کشورهای دیگر اصول حرفه‌ای را به دلیل اغراض سیاسی زیر پا نمی‌گذارند» – اظهاراتی که نشان می‌داد دیدگاه او بیشتر از آن همسو با نگاه حاکمیتی باشد، به دیدگاهی تبدیل شده که تحریم جشنواره از سوی چهره‌ها را امری طبیعی جلوه می‌دهد.

به نظر می‌رسد شفیعی نماینده دیدگاه رسمی بود و باید مسیر جشنواره را به سمت «حضور و وحدت» تغییر می‌داد، اما نتیجه عکس بود: غیبت گسترده برندگان سیمرغ بازیگری (آزیتا حاجیان، مارال فرجاد، بهرام افشاری و شهرام حقیقت‌دوست) در اختتامیه، دقیقاً نشان‌دهنده شکست این استراتژی بود.

بخش چهارم: نتیجه معکوس؛ شفیعی نتوانست چهره‌ها را نگه دارد

شاهسواری انتظار داشت شفیعی با سابقه جلسات پس از ۱۴۰۱، چهره‌ها را به جشنواره بکشاند و تحریم را بشکند. اما حضور پررنگ شفیعی در رسانه‌ها (همه‌جا بودن او) نه تنها کمکی نکرد، بلکه برعکس عمل کرد:

برندگان اصلی جایزه را نپذیرفتند و روی صحنه نیامدند.

تقسیم جوایز (مانند سیمرغ‌های متعدد به «سرزمین فرشته‌ها» با بازیگر سوری) به عنوان «توازن سیاسی» دیده شد.

حتی برخی داوران (مانند مهدی سجاده‌چی) بعداً پشیمان شدند و گفتند «اگر می‌دانستم، داوری نمی‌کردم».

شفیعی در توجیه این وضعیت، بر «حرفه‌ای بودن» و «عدم تأثیر حواشی» اصرار ورزید، اما واقعیت نشان داد که جشنواره بدون اعتماد جامعه هنری، نمی‌تواند موفق باشد.

وقتی متوسط‌ها داور می‌شوند، جشنواره متوسط می‌ماند.حضور همه‌جاگیر محمدرضا شفیعی در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، نمادی از بحران عمیق‌تر بود: وقتی مولفان و سینماگران واقعی کنار می‌کشند، ناچار به چهره‌های متوسط مدیریتی پناه می‌برند. شفیعی، با وجود تلاش برای توجیه داوری و تقسیم جوایز، نتوانست گرمای واقعی به جشنواره بیاورد – گرمایی که مهدویان در روز سوم ایجاد کرد، اما هیئت داوران (و به‌ویژه او) نتوانست آن را ببیند یا ارزشمند بداند.

در نهایت، جشنواره‌ای که با حذف هیئت انتخاب و تمرکز قدرت آغاز شد، با حضور پررنگ یک تهیه‌کننده و چند داور متوسط به پایان رسید – و سیمرغ‌هایی که روی صحنه خالی ماندند، بهترین گواه شکست این رویکرد بودند.

چرا منوچهر شاهسواری فیلم‌های بسیار ضعیف را به فجر ۴۴ راه داد؟

راز حذف ناگهانی و بازگشت بخش «فیلم‌های اول»

وقتی منوچهر شاهسواری در تابستان ۱۴۰۴ تصمیم گرفت هیئت انتخاب را کاملاً حذف کند و خودش شخصاً همه فیلم‌ها را برگزیند، بسیاری هشدار دادند که این «ریسک بزرگ» به مهندسی جشنواره و افت کیفیت منجر می‌شود. حالا که جشنواره تمام شده، واقعیت تلخ‌تر از آن چیزی است که حتی منتقدان پیش‌بینی می‌کردند: فیلم‌هایی مثل «غبار میمون» (آرش معیریان) و «سقف» (ابراهیم امینی) که با خنده ناخواسته تماشاگران و نقدهای تند روبه‌رو شدند، به بخش اصلی راه یافتند. شاهسواری بارها گفت «هیچ فیلمی بدون کیفیت مناسب در جشنواره نیست»، اما منتقدان و مخاطبان می‌پرسند: اگر این فیلم‌ها «مناسب» هستند، پس استاندارد جشنواره فجر چیست؟

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

حذف هیئت انتخاب؛ از «شفافیت» تا انتخاب‌های شخصی

شاهسواری در نشست خبری ۸ بهمن تأکید کرد: «حذف هیئت انتخاب ریسک بزرگی بود، اما مسئولیت را به گردن دیگران نمی‌اندازم. اگر اشتباهی باشد، بر عهده من است.» او شخصاً از میان بیش از ۱۱۰ فیلم متقاضی، حدود ۳۱ اثر را برای بخش سودای سیمرغ انتخاب کرد (ابتدا قرار بود به ۲۲ فیلم محدود شود). بدون هیئت جمعی، هیچ فیلتر حرفه‌ای و صنفی وجود نداشت. نتیجه؟ فیلم‌هایی که حتی در سطح فیلمنامه و فرم ابتدایی‌ترین استانداردهای سینمایی را نداشتند، به راحتی راه یافتند.

بسیاری از منتقدان می‌گویند شاهسواری با این تصمیم نه تنها لابی‌گری‌های احتمالی را حذف کرد، بلکه سلایق شخصی، فشارهای بیرونی و تمایل به پر کردن جدول را جایگزین کرد. وقتی هیچ گروه کارشناسی جمعی نبود که ضعیف‌ها را رد کند، فیلم‌های متوسط تا ضعیف مثل آب به جوی اصلی ریختند.

بخش دوم: دو شکست بزرگ؛ «غبار میمون» و «سقف»دو فیلم به نماد انتخاب‌های بحث‌برانگیز تبدیل شدند.

غبار میمون: تریلر جاسوسی-امنیتی که فیلمنامه‌اش فاقد منطق درونی، شخصیت‌پردازی و فرضیه مرکزی بود. روایت بر پایه تصادف و اتفاق پیش می‌رفت، دوربین ناپایدار، تدوین شتاب‌زده و پایان ناگهانی. سالن رسانه چندین بار با خنده ناخواسته روبه‌رو شد؛ جایی که قرار بود تعلیق باشد، تماشاگر خندید. برخی منتقدان نوشتند: «این فیلم حتی یک لحظه تنش واقعی ندارد.»

سقف: درام خانوادگی درباره جنگ ۱۲ روزه که شخصیت‌ها کاغذی، بی‌روح و تحقیرشده بودند. دیالوگ‌های تحقیرآمیز پدر، تحمل بی‌پایان مادر و پایان سانتی‌مانتال، هیچ پیام انسانی یا ضدجنگ واقعی نداشت. کارگردان قبلی با «موقعیت مهدی» اعتبار داشت، اما اینجا به «بزرگ‌ترین فاجعه جشنواره» تبدیل شد. منتقدان گفتند: «سطحی‌نگری و شعارزدگی در حد آثار آماتوری.»

این دو فیلم فقط نمونه بودند. کلیت جشنواره در بازه متوسط تا ضعیف ارزیابی شد ،روزنامه خراسان در این رابطه نوشت: «کیفیت اجرایی و سینمایی آثار ضعیف است». شاهسواری دفاع کرد که «فجر رویداد ملی است و نباید با جشنواره‌های دیگر مقایسه شود»، اما پرسش باقی ماند: اگر این سطح کیفیت «ملی» است، پس چرا مخاطب و منتقد فرار کردند؟

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

بخش فیلم‌های اول؛ حذف ناگهانی، بازگشت مشکوک

یکی از عجیب‌ترین تغییرات، سرنوشت بخش نگاه نو (فیلم‌های اول) بود. در آبان ۱۴۰۴ (فراخوان اولیه) شاهسواری اعلام کرد بخش نگاه نو حذف می‌شود، انیمیشن حذف می‌شود و همه فیلم‌های اول در بخش اصلی رقابت می‌کنند. تعداد آثار به ۲۲ فیلم محدود شد «برای تضمین کیفیت». دلیل رسمی: «کارگردانان فیلم اولی امروز دیگر تفاوتی با حرفه‌ای‌ها ندارند، ادغام بهتر است.»

اما سه ماه بعد، نزدیک برگزاری دی‌ماه ۱۴۰۴ ناگهان خبر رسید که «به دلیل کیفیت بالای فیلم‌اولی‌ها» تعداد فیلم‌ها افزایش می‌یابد و بخش نگاه نو عملاً بازگشت پیدا می‌کند! قوانین آبان کنار گذاشته شد، تعداد آثار به بیش از ۳۰ فیلم رسید و فیلم‌اولی‌ها دوباره در صدر توجه قرار گرفتند.

این تناقض آشکار چه معنایی داشت؟ برخی منتقدان می‌گویند: حذف اولیه برای کنترل بیشتر و کاهش هزینه بود، اما وقتی اعتراض‌ها بالا گرفت و کیفیت فیلم‌اولی‌ها که شاهسواری خودش تبلیغ می‌کرد بهانه شد، بخش را برگرداندند تا تصویر «کشف استعداد» حفظ شود. شاهسواری در پوستر رونمایی گفت «به دلیل کیفیت بالا تعداد را افزایش می‌دهیم»، اما این تغییر ناگهانی دقیقاً نشان‌دهنده سردرگمی مدیریتی است، اول حذف برای «کیفیت»، بعد اضافه برای «کیفیت بالا»! فیلم‌اولی‌های ضعیف هم در همان جدول اصلی نشستند و استاندارد کلی را پایین‌تر آوردند.

نتیجه‌گیری: مدیریت شخصی، نه حرفه‌ای

منوچهر شاهسواری با حذف هیئت انتخاب می‌خواست «شفافیت» بیاورد، اما آوردن فیلم‌هایی مثل غبار میمون و سقف و بازی کودکانه با بخش فیلم‌های اول، دقیقاً برعکس نشان داد: جشنواره به سلیقه یک نفر، پر کردن جدول و تصمیمات لحظه‌ای تبدیل شد. سالن‌های نیمه‌خالی، غیبت ستارگان و نقدهای تند رسانه‌ها بهترین سند این شکست است.

فجر ۴۴ ثابت کرد که وقتی دبیر همه‌کاره شود، کیفیت قربانی می‌شود. اگر قرار است جشنواره ملی دوباره اعتبار پیدا کند، نیاز به بازگشت هیئت انتخاب صنفی، شفافیت واقعی و دبیری دارد که به جای توجیه ضعف‌ها، جرات رد کردن فیلم ضعیف را داشته باشد – حتی اگر جدول خالی‌تر شود.سینمای ایران شایسته جشنواره‌ای بهتر از این «انتخاب‌های شخصی» است.

جشنواره‌ای در سایه بحران؛ عملکرد «فجر ۴۴» زیر ذره‌بین /آیا «محمدرضا شفیعی» مهم‌ترین خطای مدیریتی منوچهر شاهسواری بود؟

انتخاب دوباره شاهسواری اشتباه است؟

چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر زیر دبیری منوچهر شاهسواری به یکی از پرحاشیه‌ترین و کم‌اعتبارترین ادوار تاریخ این رویداد ملی تبدیل شد. حالا که بحث انتصاب دبیر دوره چهل و پنجم مطرح است، تکرار نام شاهسواری نه تنها منطقی نیست، بلکه تکرار یک اشتباه استراتژیک بزرگ خواهد بود. عملکرد دوساله او نشان داد که نه توان مدیریت بحران را دارد، نه اعتماد جامعه هنری را حفظ می‌کند و نه جشنواره را به رویداد مردمی و هنری واقعی تبدیل می‌کند.

اولین و بزرگ‌ترین اشتباه شاهسواری، حذف کامل هیئت انتخاب و تبدیل جشنواره به یک رویداد «دبیرمحور» بود. او شخصاً ۳۱ فیلم را انتخاب کرد و گفت «اگر اشتباهی باشد، بر عهده من است». نتیجه؟ مهندسی آشکار جشنواره، حذف فیلم‌های مستقل و انتقادی، و تمرکز قدرت مطلق در دست یک نفر. وقتی مکانیسم‌های صنفی حذف شد، اعتماد سینماگران از بین رفت و موج تحریم گسترده آغاز گردید.

شاهسواری به جای گوش دادن، با جملاتی مانند «خانه را ترک نکنید»، «غیبت کنار مردم ایستادن نیست» و «هنرمند با حضور همراهی‌اش را ثابت می‌کند» به تحریم‌کنندگان تاخت. این رویکرد تدافعی و بی‌تفاوت به درد جامعه پس از حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴، دقیقاً همان چیزی بود که برندگان سیمرغ (آزیتا حاجیان، مارال فرجاد، بهرام افشاری، شهرام حقیقت‌دوست) را از آمدن به اختتامیه منصرف کرد. سیمرغ‌هایی که روی صحنه خالی ماندند، بهترین سند شکست اوست.

دومین شکست، انتخاب هیئت داوران بود. وقتی مولفان وزین‌تر دعوت را رد کردند، قرعه به نام محمدرضا شفیعی افتاد – تهیه‌کننده معمولی تلویزیون که شاهسواری او را «بازوی جذب چهره‌ها» می‌دانست.

سالن‌های نیمه‌خالی، غیبت ستارگان، اعتراض به پوستر با چهره علی نصیریان بدون اجازه، و اهدای جوایز به غایبان، همه نشان‌دهنده این است که شاهسواری نتوانست «خانه سینما» را حفظ کند؛ خانه‌ای که خودش آن را با تمرکز قدرت و توجیه‌های سیاسی ویران کرد.

برای جشنواره ۴۵ نیاز به دبیر جدیدی است که هیئت انتخاب را برگرداند، به صدای سینماگران واقعی گوش دهد، از تحریم درس بگیرد و جشنواره را دوباره مردمی و هنری کند. تکرار شاهسواری یعنی تکرار بحران مشروعیت، سالن‌های خالی و سیمرغ‌های بی‌صاحب. سینما ایران شایسته دبیر بهتری است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس